حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

در آن سوی خیال، باغیست زیبا و رویایی، که با همه وجودم، اشتیاق رسیدن به آن را، در خود فریاد می زنم...!!!
"اللهم ارزقنی توفیق الجهاد و الشهاده فی سبیلک"



"عصر عاشورا" مقدمه "عصر ظهور" است؛ و پس از حسین(ع)، قرن هاست سربازان زیادی به میدان نبرد رفته اند، و باز هم خواهند رفت ...
در وسعت زمینی که همه جایش کربلا و زمانی که هر روزش عاشوراست...

ای مولا و ای آقای ما، اذن نبرد بده و ما را لیاقت فدایی شدن در مقابل دیدگانت نصیب کن...




طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۱۵ ب.ظ

۶

شهادت شیخ نمر ثمره اسلام جنون و حماقت !

شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۱۵ ب.ظ

شیخ نمر کیست؟منطقه ما در روزهای خاصی به سر می برد. اتفاقاتی می افتد که هر کدام از آنها نقاطی پر رنگ از خود برای آینده ای که معلوم نیست چگونه خواهد بود، بر جا می گذارند.

ترکیه با محوریت خودخواهی مردی که غرور عثمانی گری او بر مصالح مردم ترکیه سایه اندخته است و از اعمال و رفتارش بوی تعقل به مشام نمی رسد، نقش جدیدی را از طرف دشمنان همیشگی ما در منطقه بر عهده گرفته است و حالا که دستش در همکاری با داعش و دیگر گروه های تروریستی بسیار عیان تر شده، هر روزش جنون آمیزتر از روز قبل اوست، که نمونه آن گلاویز شدن با ابرقدرتی به نام روسیه است...

در کنار جنون زدگی ترکیه به رهبری اردوغان، حماقت عربستان نیز نمود زیادی کرده است. عربستان با حمله به یمن و کشتار مردم این کشور، فتح باب جدیدی در تغییر معادلات در منطقه داشت و در باتلاقی افتاد که حتی اربابان غربی آنها نیز از این همه حماقتشان انگشت به دهان ماندند. عربستان، حماقتش را با فاجعه منا بسیار پر رنگتر و در ادامه با شهادت "شیخ نمر" تکمیل کرد.

به نظر نگارنده، جنون مردی به نام اردوغان، با کمک به حماقت افراد احمق و کوته فکری چون آل سعود، می تواند انگیزه عمل کثیفی چون قتل شیخ نمر باشد.

عربستان به خاطر آبرویی که هنوز با توهم آن روزگار می گذراند، و به خاطر امنیت داخلی خودش، و همین طور تبعات سنگین تعرض به جان شیخ نمر، هرگز نمی توانست به تنهایی و با اتکا به تصمیمی داخلی به این نتیجه برسد. مسلماً مشورت فردی دیوانه مانند اردوغان -که هنوز یکی دو روز از سفرش به عربستان نگذشته- می توانست برای رسیدن به این نتیجه بسیار موثر باشد و پیوند حماقت و جنون مگر چیزی جز این می تواند باشد؟

شهادت شیخ نمر، می تواند شروع جریان جدیدی در تقابل ما با اسلام آمریکایی باشد و این جنگ تازه به مراحل و نقاط عطف خود نزدیک می شود. امید که از شهدای راه اعتلای اسلام ناب محمدی و برپایی تمدن اسلام حقیقی باشیم ...

نظرات  (۶)

تندروها کار خوبی کردند سفارت رو آتیش زدند...حالا حاجی ها دیگه نمیتونند برن حج پول خرج کنند .....عربستان کاملا روابط دیپلماتیک رو قطع کرد(خبر همین امروز).به نفع ملت ایران شد.دست تندروها درد نکنه.این بی مغزها پیاده نظام خوبی برای عربستان بودند.

در ضمن عکسهای سلفی تندروها جلوی سفارت عربستان رو دیدی؟؟می خندیدند و عکس میگرفتند.مثلا سوگوار و عزادار شیخ نمر هستند.

خون شیخ نمر هدر رفت.میخوای باور کن میخوای باور نکن.
پاسخ:
سلام رضا جان
آتش زدن سفارتی که -تفاوت فراوانی با لانه جاسوسی آمریکا دارد- و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و در زمان آرامش و امنیت داخلی در حال فعالیت هست، اصلا تایید نیست. کار بسیار اشتباه بود و به نظرم اصلا برای ماهی گرفتن از اب گل آلود این اتفاق افتاد ...
بچه های حزب اللهی و انقلابی ها بر عکس تندروهای احمق هیچ وقت دست به این کارها نمی زنند...
در ضمن، خون شیخ نمر هدر نمی رود و الان زوده بخواهید در این مورد نظری بدهید. در آینده ای نه چندان دور حاصلش را خواهید دید... تشکر
خیلی احمقی کریمی جون.اولا که حمله به سفارتخانه ها طبق قوانین وین که یک قانون بین المللی هست جرم هست نه طبق قوانین جمهوری اسلامی.در ضمن شما و امثال شما احمق ها وقتی گیر می افتید میگید ما نبودیم.اگه اونا بچه حزب اللهی و انقلابی نبودند پس کی بودند.؟؟همین شماها احمق ها هستید.همین شماهایی که موسم حج میشه گردنتون جلوی سفارت عربستان کج میکنید که مثلا برید حاجی بشید.برو خجالت بکش.برو بچه جون.همه مردم ایران اینقدر از شماها نفرت دارند که حد و حصر نداره.بدبخت اون شیخ نمر که شماها قراره پشتیبانش باشید.

تو جامعه منفور هستید آقای کریمی.حالا هی سعی کنید خودتون رو موجه جلوه بدید.
پاسخ:
رضا جان، اصلاً نیازی نیست منطقی به شما جوابی بدهم که اشتباه بودن دیدگاهاتون رو نشون بده. ادبیات نوشتاری شما نشان از سطح فکر شما دارد و بنده نیازی نمی بینم متن پر از اشتباه شما رو جواب بدهم
ممنون که زحمت ارسال نظر رو می کشید
چه پاسخ کوبنده ای..
رضا این ادبه؟؟مثل ....
بعد میای میخوای یکی دیگه رو ادب کنی؟؟این امثال شما عزیزانه که مطالعه ای ندارن بی خود یقه لاتی واگذاشتن و ...
به قول برادر کریمی یه کم مطالعه بفرما
خیلی کوبنده بود.واقعا شوکه شدم...خاک تو سرت که طرفداری احمد بی مخ رو میکنی..اولا که احتمالا خود احمد کریمی ممکنه بعضی کامنتا رو بذاره.واسه طرفداری از خودش.این آدم چون میدونه کسی به حرفهاش و چرندیاتش اهمیت نمیده.خودش هم واسه خودش کامنت میذاره.این رو یکی از دوستان نزدیکش بهم گفت.

کی بهت اهمیت میده.؟چقدر تو جامعه طرفدار داری؟دلت خوش هست سفارت آتیش میزنید؟اگر راست میگی اسلحه دست بگیر برو سوریه بجنگ.نه اینکه تو خونتون کنار بخاری بشینی دم از دفاع از دین و خدا و پیغمبر بزنید.

همین احمد کریمی اگر بگن برو سوریه بجنگ در دفاع از اسلام.هفتاد تا سوراخ قایم میشه.ولی برای چرندیات نوشتن تو وبسایت آماده و مهیاست.بابا جون شما اعتقادی به دین و خدا ندارید.همتون یک مشت بی لیاقت و مفت خور هستید.همه میدونن.
پاسخ:
بنده از دوستانی که این متن رو می خونند و به بنده علاقه ای دارند، شرمنده ام. فقط تایید کردم تا جواب کوتاهی داده باشم...

دوست عزیز، به نظرم باید کمی سوای مطالعه ای که مطمئناً انجامش نمیدین، اخلاق رو هم بیاموزید. با ادبیات امثال شما بسیار آشنام و نیازی نمی بینم برای دیگران تشریح کنم. علتش هم اینه که حماقت، جواب درستی در ادبیات دینی و مذهبی هم نداره متاسفانه، جز فاصله گرفتن و جواب ندادن !!!

در مورد سوریه هم نظری ندارم. چون این مسئله بین ما و خدا حل شده ان شاءالله... و خدا ناظر و حاضر است ...
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۱:۲۲ تقدیم به احمد دیوونه
ﺳﻠﻄﻪ ﮔﺮﯼ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﻪ ﺧﻮﺭﯼ؟ !ﮔﻔﺖ : ﮔﻮﺷﺖ ﻣﻠﺖ ... ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﻪ ﻧﻮﺷﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﻥ ﻣﻠﺖ ! ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﻪ ﭘﻮﺷﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﻣﻠﺖ ! ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯼ؟ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺟﻬﻞ ﻣﻠﺖ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﺯ ﺟﻬﻞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ؟ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ای ﻃﻼﺋﯽ به نام مقدسات ! ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻭ ﭼﯿﺴﺖ ﻣﺤﺎﻓﻆ ﺁﻥ ﺟﻌﺒﻪ ؟ ! ﮔﻔﺖ : ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ
پاسخ:
ادامه اش:
از سلطه گر پرسیدند کیستی که اینگونه ای؟!
گفت: توهم آدم نماهایی که به راحتی اسیر شیطان می شوند...

"باید که از سلطه نفس شیطانی حذر کنید:
ازتنهاخصوصیت خوشم میاداعتمادبه نفست که سرچشمه ازحماقته بیشترمخاطبانت به فحش وناسزا بستنت تو همچنان کارخودتومیکنی بیشترمردم ازتون بیزارن بااین افکارهای پوسیدتون اونوقت شماسرتون توبرف کردین واقعیت نمیبینید چرندیات مینویسین
پاسخ:
بخشی از نظرتون،‌دیدگاهی هست که با وجود داشتن نقد به اون، جوابی نمیدم، نظرتونه و مورد احترام

اما اینکه سرمون توی برفه قبول ندارم؛ چون فعالیت بنده گوشه کوچیکش توی نوشتن و رسانه هست. بقیه اون وسط مردم و کف جامعه هست

ممنون که نظرتون رو بدون رودربایسی نوشتین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی