حکمت ما

نوشته های یک وبلاگ نویس وابسته به نظام

حکمت ما

نوشته های یک وبلاگ نویس وابسته به نظام

مطالبه‌ای مقدس از سرلشکر فیروزآبادی

يكشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ق.ظ

یکی از موضوعات مهمی که رهبر انقلاب بارها و بارها به آن اشاره کرده و شاید هنوز هم از عمده توصیه های ایشان، همین موضوع باشد، بحث "اشرافیگری" و مبارزه با آن است.

رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی فرمودند:

«یک مسئله‌ی مهمّ دیگری که فقط مسئله‌ی شما نیست، و مسئله‌ی کشور است، مسئله‌ی اشرافیگری است؛ بلای اشرافیگری، بلای بزرگی است. برای بنده تصویر یک ساختمانی را که با پول بیت‌المال در یک نقطه‌ای ساخته شده است آوردند، من حیرت کردم واقعاً که چطور جرئت شده است، چطور دست و دل کسی به او اجازه داده است که پول بیت‌المال را صرف یک‌چنین چیزی بکند. مسئله‌ی اشرافیگری اگر چنانچه رایج شد، جزو سبک زندگی ما شد، آثار و تبعات آن و ریزشهایی که به وجود می‌آید، دیگر انتهائی ندارد، خیلی مشکل است، خیلی کار را مشکل خواهد کرد؛ این را بایست [در نظر] داشته باشید.» (لینک)

شاید بتوان با نگاهی عمیق تر به این مسئله، اهمیت آن را به دقت شناخت و آثار مخرب اشرافیگری بر جامعه را به خوبی مشاهده کرد؛

در اوایل انقلاب، که ساده زیستی به نوعی مد و سبک زندگی عمده مسئولین و مردم بود، و شاید آن کسی که وضعیت مادی خوبی نیز داشت، برای اینکه انگشت نما نشده و شرایط زندگی اش به رخ دیگران کشیده نشود، خود را به ساده زیستی می زد و اینگونه، نگاه های سنگین جامعه را به خود معطوف نمی کرد.

اما نکته جالب ماجرا اینجاست که پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، حال و روز جامعه به جایی رسیده است که حتی افراد با وضعیت نامناسب اقتصادی نیز تلاش می کنند ظاهر زندگی خود را خوب و عالی نشان دهند.

وقتی جامعه با یک روند یک دست، در سخت ترین مشکلات مانند آنچه در صدر انقلاب اسلامی بود، قرار می گیرد، با همه توانش مقاومت هم می کند، یعنی در جنگ، در تحریم های سخت و در مقابل فشار بی امان همه دنیای کفر می ایستد و رئیس جمهورش هم با افتخار حرف همه مردم را اینگونه فریاد می زند، که؛  اگر آمریکا و همفکرانش به ما بگویند، سازش کنید تا گندم به شما بدهیم، ما یک نان را 36 میلیون نفری خواهیم خورد ولی زیر بار این ذلت نخواهیم رفت.(شهید رجایی)

ولی از جامعه ای که مسئولینش در بهترین شرایط اقتصادی زندگی می کنند و مردم عامه جامعه در خرید مایحتاج خود به مشکل می خورند، چطور باید انتظار داشته باشیم مسئولین و سختی های کار مدریت دولتی توسط مردم درک شود؟!

اشرافیگری بلای جان یک جامعه است؛ چون شکاف طبقاتی ایجاد می کند و تخریب آن وقتی به مراتب بالاتر می رود که این شکاف طبقاتی بین مسئولین و مردم ایجاد شود... 

وقتی فاصله طبقاتی با کلیدواژه اشرافیگری اتفاق می افتد، آن وقت باید منتظر عواقب بسیار سنگینی بود که نظیر آن در انقلاب کبیر فرانسه رخ داد، یعنی "اشراف‌زاده کُشی" با گیوتین !!!

هر چند اعتقاد دارم، هیچ گاه سخترین نارضایتی ها در کشور نیز ما را منتهی به یک خیزش عمومی و به قول اپوزیسیون، یک انقلاب دیگر نمی کند، و وجود جایگاه رهبری و ولایت فقیه، و دولت مردمی حاکم بر جامعه به واسطه انتخابات آزاد و قانونی، هیچ گاه مردم را در مقابل اصل نظام نمی گذارد، اما باید مواظب حاشیه های پر رنگ تر از متن، مانند آنچه در دی ماه 96 رخ داد، نیز بود.

در روزهای اخیر خبری مبنی بر مطالبه جنبش عدالتخواه دانشجویی و بازپس گیری ویلای سرلشکر فیروزآبادی حاشیه های زیادی پیدا کرد که سوای از واقعیت ها و دروغ های حول محور این خبر، اصل این مطالبه گری و دقیق شدن در مسائلی از این قبیل بسیار مقدس و محترم است.

در جمهوری اسلامی، وقتی یک تشکل دانشجویی بتواند موضوع مبارزه با اشرافیگری را به جد پیگیری کند، باید این امر مقدس را به حاکمیت، نظام انقلابی و مردمش تبریک و تهنیت گفت؛ امید که این مطالبه گری، بدون ملاحظه‌ی مسائل جناحی و حزبی و سیاسی، از همه مسئولین و در مقیاسی بالاتر ادامه یابد ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی