حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

در آن سوی خیال، باغیست زیبا و رویایی، که با همه وجودم، اشتیاق رسیدن به آن را، در خود فریاد می زنم...!!!
"اللهم ارزقنی توفیق الجهاد و الشهاده فی سبیلک"



"عصر عاشورا" مقدمه "عصر ظهور" است؛ و پس از حسین(ع)، قرن هاست سربازان زیادی به میدان نبرد رفته اند، و باز هم خواهند رفت ...
در وسعت زمینی که همه جایش کربلا و زمانی که هر روزش عاشوراست...

ای مولا و ای آقای ما، اذن نبرد بده و ما را لیاقت فدایی شدن در مقابل دیدگانت نصیب کن...




طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

جمعه, ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۵ ب.ظ

۶

این روزها در کشورمان، صداهایی به گوش می‌رسد که نتیجه آن تطهیر ماهواره، و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی- موبایلی است. شاید اگر این دیدگاه به ظاهر آرمانی، اما اشتباه و مضحک را باور داشته باشیم که، همه آدم‌های این دنیا خوبند و با همه می‌شود ساخت و با همه می‌شود رابطه دوستانه داشت!، تطهیر ماهواره، ایضاً شبکه های معروف آن، و همین طور شبکه‌های اجتماعی، مخصوصاً فیس‌بوک- که ساخته همین مردم قابل اعتماد است - کاری گزاف و دور از ذهن نباشد!

اما وقتی با عقلی متکی به حقایق قرآنی- اهلبیتی، این شرایط را تحلیل می‌کنیم، و نگاهی اجمالی به چکیده تفکرات و اهداف برنامه‌های دشمن، مانند "پروتکل‌های دانشوران صهیونیسم" می‌کنیم، باور می‌کنیم که دشمن تا کجا، و تا چه حد برای ما زمینه نابودی چیده است!

وقتی، این دانستن به سوختن وجود آدمی تبدیل می‌شود که، نیم نگاهی به برخی از مسئولین به خواب رفته، و یا برخی از جوانان و مردان و زنانِ سردرگم و سرگردان جامعه خودمان، می‌اندازیم. به کسانی که به راحتی در زمین دشمن، به بازی مشغولند و از سر ندانستن، زمینه استیلای دشمن را بر خود و زندگی خود، محیا ساخته‌اند...

یک از نکاتی که، سوای همه آنچه در مورد "رسانه‌های صهیونیزم" گفته شده، لازم به توجه کردن است، هم‌بستگی شاخه‌های به ظاهر مختلف و جدای از هم این رسانه‌ها، برای تکمیل انحراف نسل جوان ما، از جاده امن و مستقیم دینداری‌ست...

ماهواره در "دهکده جهانی" مدعای غرب، که کدخدایش یهودیان نشسته بر زمین غصبی قدس شریف هستند، وظیفه‌اش، بودن شبکه‌ای واحد برای القای سبک زندگی حیوانی- غربی برای جمیع مردم جهان است. باید به این نکته توجه کرد که رسانه، در این محور، کارش فکر دادن، علم دادن و اطلاع‌رسانی واقعی نیست، بلکه بیشترین برداشت از این رسانه واحد، که ما به اسم "ماهواره" می‌شناسیم، القای اخلاق و سبک زندگی است...

حال سوالی پیش می‌آید: اینکه اخلاق غربی در شبکه‌های ماهواره‌ای، اصولاً برای جامعه دینی ما تعریف نشده است و بسیاری از سبک‌هایی که ماهواره آن را با قدرت جلوه‌های کاذب- اما زیبا و روانشناسی شده- به خورد مخاطبین خود می‌دهد، زمینه مساعدی برای عملیاتی شدن در کشوری مانند ایران اسلامی را ندارد؛ آیا این نقطه پایانی برای مخرب بودن ماهواره است که برخی از دوستان مسئول نیز تا همین جایش را دیده‌اند؟

جواب این است که، خیر؛ بلکه ماهواره به تنهایی در القای سبک زندگی و اخلاق غربی، پا به میدان مبارزه نگذاشته است، بلکه، محصول این تهاجم فرهنگی رادر شبکه‌های اجتماعی برداشت می‌کند، جایی که آدم‌ها یاد می‌گیرند چگونه بدون فکر کردن به قیود و بندهای بازدارنده جامعه خویش و به دور از دغدغه دیده شدن، پیگیری شدن و ...، آزادانه ارتباط‌گیری کنند، زمینه‌های گناه و رسیدن به هوس‌های خویش را آماده کنند، و آنچه را در فیلم‌ها و سریال‌های کثیف غربی- عربی دیده‌اند، در خلوتی که به لطف تفکرات شیطانی صهیونیزم جهانی، برای مردم جهان آماده شده است، به اشتراک بگذارند !

برای فهمیدن آنچه ماهواره بر سر مخاطبین خویش آورده است، نیاز به تلاش زیادی نیست؛ اما برای فهمیدن میزان تخریب شبکه های اجتماعی - که مکانی‌ست برای عملیاتی کردن اخلاقیات یاد داده شده در ماهواره - بر روی افراد رها شده در این زمین بازی غرب، باید کمی بیشتر تلاش کرد و تحقیق کرد.

در این محور، دانستن روانشناسی زنان، که شیفته شنیدن سخنان زیبا و فریبنده هستند، تا شناختن روان مرد، که صید کردن با کلمات دلفریب از مختصات اوست، تا شناخت فضا و مکانی که در آن دختر و پسر جوان و نوجوان، سوای از التهاب به هم رسیدن در کفِ جامعه، در گوشه‌ای دنج و خلوت هم را می‌یابند، و تا سهل الوصل بودن رسیدن به هوس دل !، چیزهای دیگری هم می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد ...

ما برای رسیدن به اهداف اسلامی خویش، باید دشمن را مجموعه‌ای واحد، بر علیه خویش ببینیم، مجموعه ای که بازیچه تفکر ابلیس، همان دشمن آشکار انسان‌هاست. نه اینکه برای تطهیر آنها که وابسته به ما هستند و در شبکه های متنوع اجتماعی عضو هستند، فیس‌بوکی بودن و ... را ارزش قلمداد کنیم و مدام برای دفاع از آن، به خودی‌ها بتازیم...

قرآن بخوانیم، حدیث بخوانیم، مسلمان باشیم...؛ اما گاهی دشمن را نیز مطالعه کنیم، و پروتکل‌های استعماری‌اش را نیز بخوانیم...

دشمن را باید از دور دید؛ لبخندش را از نزدیک دیدن، کمک کردن به اوست تا ما را استحمار کند ...

نظرات  (۶)

۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۲:۳۹ سلام بصیر
سلام بصیر
خدا قوت
در تعجبم از صنفی که خود را باسواد و مطلع قلمداد میکنند
در حالی که در تلاشند جهل را به گونه های مختلف به جامعه تزریق نمایند!
قلم شما نویسا
سایه تان مستدام
در پناه حق باشید
یا علی
پاسخ:
سلام بصیر
تعقل منهای منطق دینی میشود همین...
یا حق
شاید خیلی نیازی به مطالعه ی آنچنانی هم نباشد. برای نمونه من این سیر زیر را در چند نفر از آشنایان که در خانه ماهواره دارند دیده ام:

ابتدا خانم چادری که رویش را سفت میگیرد حتی چادرش کش دارد

کم کم توی رویش را باز میگذارد

کش چادر را بر میدارد

پادرش هر از گاهی از سرش می افتد

فقط در مهمانی ها چادر سر میکند

و در آخر به سلامتی کلا چادر را کنار میگذارد

کمی به اطرافتان دقت کنید حتما شما هم از این نمونه ها دارید

۲۴ تیر ۹۳ ، ۱۲:۴۷ هادی سیاسی(آسیب های ماهواره)
باسلام
در اینکه رسانه های نوین ابزار استعمار نوین است شکی نیست . اما چرا شرایطی پیش آمده که این رسانه های بد آموز در خانه های ما جا باز کرده اند ما باید اول حودمان را نقد کنیم که جوان ایرانی ما زن ایرانی ما. نسلی که برآمده بر بستر انقلاب و شهادت هستند اینهمه ولع دانستن آنهم از زبان بیگانه و رسانه های یهودی دارد. بهتر نیست مطالعه علمی ریشه ای و آسیب شنای بشه. معلولش چیست
و تا پایه ای بررسی نشود این جریان سهمگین اطلاعات نادرست و سیاه از رسانه ها به روح فرزندان مان وارد خواهد شد و از سال 73 تا اکنون که 93 است و به عبارتی از اولین شبکه ماهواره ای فارسی زبان تا امروز 20 ساله می گذرد واقعا آنها فرسنگ ها از ما جلوترند و دلیلش هم کارکرد ماست
پاسخ:
سلام. بله بزرگوار. حرفتان کاملا صحیح است...
مشکل اینجاست که شما نمیخواید بپذیرید که مردم امروز ایران با مردم دهه 60 کاملا متفاوت هستن مردم امروز ایران جور دیگه ایی فکر میکنن و جور دیگه ایی زندگی میکنن مردم امروز ایران به معنای گذشته مذهبی نیستن مذهب براشون بیشتر به یک امر سنتی و موروثی تبدیل شده که فقط به عنوان یک سنت بهش احترام میگذارن ولی دارای هیچ اتوریته ایی نیست جوانان ایران نگاه ایدئولوژیک و فقه محور به دین ندارن.دین برای اکثریت جامعه در نماز و روزه و حج و سینه زنی امام حسین فقط خلاصه میشه که اونم بیشتر یا ریاکاریه یا عادتیه که نهادینه شده بنابراین با پذیرش این تغییراته که میتونید دنبال راهکار بگردید وگرنه اگه فکر میکنید که مردم ما همونی هستن که سالهای انقلاب و جنگ بودن سخت در اشتباه هستید
پاسخ:
من هم با شما موافق هستم آقای آرش. نه تنها بنده بلکه امام معصوم هم، که فکر کنم امام صادق(ع) باشه، با حرف شما موافقه و حتی بسیاری از بزرگان ما...
البته با اون بخش از حرفتون که مردم ما مردم اول انقلاب و جنگ نیستند؛ امروز، مردم ما نه تنها دینداریشون بلکه اخلاقیاتشون هم بهتر از اوایل انقلاب شده و اتفاقا با وجود هجمه فرهنگی دشمن، پایداریشون هم بیشتر شده...
به قول امام صادق(ع)، ارزش دینداری و درجه دینداری این مردم نیز بسیار بهتر از دینداری اصحاب ائمه اطهار هست...
ما کم کم داریم به بلوغ فکری و روحی مردم عزیزمون برای رسیده به ظهور امام عصر (عج) نزدیک میشیم. شاید شما در جوی باشید که ظاهر امر این رو نشون نمیده و یا اطرافتون به انحراف رفته، اما همه رو با دیدگاه تجربی خودتون چوب نزنید...

مثال هم زیاده، آمار مردم درگیر در جنگ هشت ساله نزدیک به سه ملیون نفر بوده با خانواده هاشون. امروز خود آمریکا با تحقیقاتش رسیده که مردم ایران نزدیک به پانزده میلیون نفر در جنگ آینده شرکت میکنند...
یا حماسه نه دی ماه، بسیار بزرگتر از خیزش مردم در تیرماه هفتاد و هشت بود، و ...
شما عمق قضیه رو کمی باید بهتر ببینید
۲۶ تیر ۹۳ ، ۰۳:۵۸ سیاست خارجی
با موضوع:
به زودی با انرژی هسته ای آب دریا را هم شیرین می کنیم، پایداری همیشه جواب می دهد.
در وبلاگ سیاست خارجی
http://foreign-policy.blogfa.com/post/31
به روز هستم
آیا می‌توان گفت: «بیایید به جوان‌ها اعتماد کنیم» و با این توجیه، درهای کشور را به‌سوی همه‌چیز بازنماییم؟
همین چندوقت پیش بود که آقای رییس‌جمهور در توجیه سخنانش درباره‌ی آزادسازی ماهواره، به چنین استدلالی متوسل شد: «به نسل جوان اعتماد کنیم. جوان‌های ما با فطرتی پاک هستند و ایرانشان را با همه‌ی وجود دوست دارند و به اسلام و خاندان ائمه و اهل بیت عشق می‌ورزند. فطرت‌شان پاک است و حالا گوشه‌ای، روزی، ماهی یا سالی خطایی شد، می‌شود آن را برگرداند و قابل برگشت است که هم انسان تواب است هم خداوند توبه را می پذیرد.»
همین چندسطر، مملو از اشکالات اساسی است! آیا فقط جوان‌های ما دارای فطرت پاکی هستند و مثلا جوان‌های آمریکایی و اروپایی، فطرت پاکی ندارند؟ نمی‌بینید فرهنگ منحط غربی، چه بلایی بر سر آنان آورده است و چه انحرافات حیرت‌آوری، دامن‌گیر آنان شده است؟ در کجای دین، آمده که اگر جوانی، به قرآن و اسلام دلبسته بود دیگر نیازی به مراقبت شدید ندارد و می‌تواند خود را در معرض گناه قرار دهد؟ به سطر پایانی توجه کنید! آیا شما در جایی از متون دینی سراغ دارید که با استدلال «توبه‌پذیر بودن خداوند»، حساسیت به گناه را کاهش دهند و زشتی آن را در ذهن مخاطب، کم کنند؟!

از این‌ها هم که بگذریم با احکام نورانی اسلام چه می‌کنید؟ مثلاً آیا حکم به حرام‌بودن «خلوت زن و مرد نامحرم»، «شوخی با نامحرم» و «نگاه به نامحرم» را باید نشانه‌ی بی‌اعتمادی اسلام به مردم بدانیم؟! یا اینکه باید گفت هدف اسلام، جلوگیری از زمینه‌ی سهل‌شدن گناه برای انسان است؟ یا مثلاً اگر در اسلام، به پرهیز از معاشرت با اشرار، دستور اکید داده شده، آن را باید نشانه‌ی عدم‌اعتماد بدانیم؟ آیا اگر شما برای محافظت از دین و اخلاق فرزندان خود، مانع از هم‌نشینی او با افراد فاسد شوید، به‌معنای «بی‌اعتمادیِ شما به فرزندان خود» خواهد بود؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی