حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

نوشته هایی برای جامعه

حکمت ما

در آن سوی خیال، باغیست زیبا و رویایی، که با همه وجودم، اشتیاق رسیدن به آن را، در خود فریاد می زنم...!!!
"اللهم ارزقنی توفیق الجهاد و الشهاده فی سبیلک"



"عصر عاشورا" مقدمه "عصر ظهور" است؛ و پس از حسین(ع)، قرن هاست سربازان زیادی به میدان نبرد رفته اند، و باز هم خواهند رفت ...
در وسعت زمینی که همه جایش کربلا و زمانی که هر روزش عاشوراست...

ای مولا و ای آقای ما، اذن نبرد بده و ما را لیاقت فدایی شدن در مقابل دیدگانت نصیب کن...




طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ شهریور ۹۶، ۰۸:۴۱ - ماکادا
    عالی

جمعه, ۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۴:۰۲ ق.ظ

۱

جنون جایزه ... !؟

جمعه, ۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۴:۰۲ ق.ظ

مدتها پیش؛ تبلیغات بانک ها:
... و صدها جایزه ویژه...

مدتی گذشت و اضافه شدن واحدهای تولیدی و صنعتی به لیست جایزه بده‌ها:
... جایزه ویژه؛ یک دستگاه خودرو ...

و این روند رو به صعود ادامه داشت تا اینکه، در این روزگار، سوای همه تبلیغ‌های عجیب و غریب، و جوایز عجیب و غریب‌تر، جایزه‌های جدید نیز خودنمایی کردند:

برای اولین بار در ایران...

جایزه‌ای باور نکردنی و بی نظیر از فروشگاه اینترنتی ...

هر ماه مبلغ 7 میلیون تومان به مدت 7 سال ...


...


سوای از این همه جوایزی که "رسانه ملی" را به حیات خلوت مانوردهی بنگاه‌های اقتصادی، تبدیل کرده است؛‌ رشد انواع برنامه‌های بازرگانی نیز، از مدل "ثانیه‌ای" به مدل "ساعتی" و ساختن فیلم و سریال برای تبلیغ کالایشان، یکی از نقاط حساسیت‌برانگیز این ماجراست(مانند تبلیغ فروشگاه فرش ... و برنامه قرعه کشی گونی برنج ... و ...)

...


باید به دوستان عزیزمان در رسانه ملی گوشزد کرد که، ایشان، رسانه ای هستند مخصوص همه مردم ایران، همه مردمی که نه تنها در قرعه‌کشی‌ها شرکت نمی‌کنند، و نه تنها همه آنها به غیر از چند نفر انگشت شمار برنده این جریانات کثیف نیستند، بلکه ممکن است بسیاری از آنها حتی پول تهیه این وسایل و ... تبلیغ شده را نیز نداشته باشند...

...

لطفآ مردم را در مسابقه اقتصادی چندین واحد تولیدی، که فهمیده‌اند برای پر کردن جیب خود، چگونه مردم را "بچاپند"، حیران و سرگردان نکنید. البته سوای خطرات اخلاقی و تغییر سبک زندگی آنها، بسیاری از مسائل در این محور قابلیت بحث دارند...



پی نوشت:
به مغازه بقالی رفتم و مجبور شدم بسته چایی تبلیغ شده در رسانه ملی که همین طور ماشین به این و اون جایزه میده رو بگیرم(چون چایی دیگه‌ای نداشت)؛ به خانه که آمدم و بازش کردم، کارت قرعه کشی درون آن بود...
آنها را پاره کردم و به سطل زباله ریختم، تا حتی به اندازه ذره‌ای (زدن پیامک شماره قرعه کشی به سامانه آنها) در این کار کثیف، شریک نباشم.


نظرات  (۱)

دمت گرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی